تبلیغات
پـَـــس نــه پـَـــس - پـــ نه پـــ ( سری 7 )
 
پـَـــس نــه پـَـــس
پــَـــ نــه پــَـــ
درباره وبلاگ


پــَـــ نــه پــَـــ چیه؟ پــَـــ نــه پــَـــ همون "پس نه" ی خودمونه که با یه لهجه باحال به" پس نه پس" در اومده . که تو زبون محاوره ای خودمون "پــَـــ نــه پــَـــ" خونده میشه. این کلمه یه حالت طنز پیدا کرده که توی اکثر جمله ها میشه ازش استفاده کرد. شما هم میتونید از طریق ارسال پــَـــ نــه پــَـــ جمله پــَـــ نــه پــَـــ ای تون رو برای بقیه به اشتراک بذارید!

مدیر وبلاگ : پـَـــ نــه پـَـــ
پسره اومده خواستگاری.. میگه خانوم؟ شما تا حالا خواستگار داشتین؟ پـَـ نـَـ پـَـ تازه از لپ لپ در آورده بودنم که تو رسیدی!!


داداشم داشت خمیازه میکشید و کش و قوس می رفت ،، مامانم میگه: داره خمیازه می کشه؟؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ هنگ کرده بود داره ری استارت می کنه!!!

با دوستم بودم، نامزدش زنگ زد، کلی با هم داد و بیداد کردن، بعدش که قطع کرد می گم دعواتون شد؟؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ داشتیم رمزی لاو می ترکوندیم تو حسودیت نشه!!


رفتم بیمارستان سرم بزنم ،پرستاره میگه بزنم تو دستت ؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ میکشم پایین بزن تو پام....

به بلال فروشه میگم آقا یه بلال به من بدید می گه میخواین بخورین میگم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام ببرم خونه برام اذان بگه .

رفتم تو اتاق عمل که عمل کنم پرستار میگه عمل داری شما؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم همتونو جم کنم بریم پیک نیک اتوبوس جلو در بیمارستان


لاک پشته ما رو دیده ، رفته تو لاکش ...دوستم میگه: ترسیده؟  میگم: پـَـ نـَـ پـَـ چشم گذشته ما بریم قایم بشیم...بدو بریم بــــدو


جواب سوال استاد رو نمیدونستم ساکت نگاهش میکردم ، میپرسه درس نخوندی؟ پـَـ نـَـ پـَـ زیر لفظی میخوام!!!


تازه دوماد : عروس خانوم؟ ممکنه یه روزی این پونصد تا سکه رو ازم بخوای؟؟ تازه عروس: پـَـ نـَـ پـَـ می بخشمش بهت از هفت دولت آزاد بشی!!


به داداشم می گم فردا مدرسه میری؟ می گه پـَـ نـَـ پـَـ فردا می خوام با آلیس برم به سرزمین عجایب، تو هم اگر میایی بیا بریم


دانشگاهمون دیر شده بود رفتم بالا سر هم خونه ایم گفتم پاشو که دیره گفت اِ سجاد تویی؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ عزراییلم اومدم جونتو بگیرم

به همسایمون میگم شما هم برقتون رفته؟؟؟ میگه مگه برق شما رفته؟؟؟ گفتم پ ن پ اومدم ببینم اگه برق ندارین بهتون سوسو بدم.


داشتم شنا میرفتم. دوستم میگه:شنا میری؟ پـَـ نـَـ پـَـ دارم سفتی زمین رو امتحان میکنم.ماشاالله عجب زمینیه


دارم نماز میخونم.بعد از نماز مامانم بهم میگه:نماز میخوندی؟؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ یوگای اسلامی کار میکردم.


به داداشم گفتم یه انگلیسی رو سی و سه پل دیدم باهاش صحبت کردم گفت انگلیسی صحبت میکرد گفتم پـَـ نـَـ پـَـ فارسی غلیظ صحبت میکرد


مهمون اومده خونمون جلوش پا شدیم، میگه بشینید توروخدا برای من پاشدید؟ پـَـ نـَـ پـَـ همینجوری خوشحالیم، داریم موج مكزیكی میریم !


پسره میره اتو مو بخره...فروشنده ازش میپرسه میخوای موهاتو صاف کنی...پسره میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام باهاش بدهی هامو صاف کنم

شب بیدار شدم دیدم دزد اومده خونمون . گفتم آقا دزده داری چیکار میکنی؟ گفت : بدبخت فیس بوک ندیده یه چی بپرس با پـَـ نـَـ پـَـ جواب بدم


تو صف نانوایی واستاده بودم. فروشنده بلند داد زد :تمام شد. طرف جلوییم پرسید: نون تمام شد؟ پـَـ نـَـ پـَـ عمر خبازه همین الان تمام شد. باید واستیم تا جانشینش بیاد..


سر ظهر مامان ناهار برنج و مرغ گذاشته بود . رفتم سر قابلمه تا مرغ بردارم مامان گفت میخوای مرغ برداری؟؟؟؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ از طرف وزارت بهداشت اومدم کیفیت مرغاتونو بررسی کنم .


از دل درد محکم شکممو گرفتمو سرمو گذاشتم رو زمین.مامانم میگه: دلت درد میکنه؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ دارم تمرین میکنم بدون دست کله ملق بزنم!!!!


دارم ورزش میكنم دستمو حالت شنا تو هوا میچرخونم مامانم میگه داری ورزش میكنی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ یاد خلیج همیشه فارس افتادم گفتم یه شنایی توش بكنم

وسط یکی از شلوغ ترین بستنی فروشی های شهرمون! به داداشم میگم بستنی سنتی میخوری دیگه؟ هوار میکشه: پـَـ نـَـ پـَـ بستنی تهاجم فرهنگی میخورم!!!

رفتیم شهربازی , چند نفر تو ترن هوایی اون بالا گیر کردن آتش نشانی اومده نجاتشون بده دوستم میگه آتش نشانی اومده اونا رو از اون بالا نجات بده ؟ پـَـ نـَـ پـَـ مراسم آبپاشی آزاد شده اومدن رو مردم یه آبپاشی سراسری پیاده کنن !


برق خونه قطع شده بعداز 1ساعت خواهرم میگه: برق خودش میاد؟! میگم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین گل میزنیم میریم دنبالش میاریمش خونه.


برای ثبت نام رفته بودم دانشگاه، حراست دم در گفت : برای ثبت نام تشریف آوردین. گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ اومدم سند بزارم رفیقم را از دانشگاه آزاد کنم


بابا بزرگمو بردیم بیمارستان به صورتی که از 500متری فهمیده میشه اورژانسیه وضعیتش. پرستار برداشته خیلی ریلکس و آروم میگه باید بستریشون کینم؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ آوردیمش توی بیمارستان یه دوری بدیمش ببینه آمپول ترس نداره


در خونمون رو زدن رفتم دم در یارو میگه یه بسته دارین,میگم پستچی هستین, پـَـ نـَـ پـَـ بابانوئلم اینم کادو کریسمسه!!!!!!

رسیدم خونه می پرسم ناهار حاضره؟ مادرم میگه گشنته؟ پـَـ نـَـ پـَـ داشتم حاضر غایبش میکردم






نوع مطلب :
برچسب ها :





 
 
بالای صفحه