تبلیغات
پـَـــس نــه پـَـــس - پـــ نه پـــ ( سری 6 )
 
پـَـــس نــه پـَـــس
پــَـــ نــه پــَـــ
درباره وبلاگ


پــَـــ نــه پــَـــ چیه؟ پــَـــ نــه پــَـــ همون "پس نه" ی خودمونه که با یه لهجه باحال به" پس نه پس" در اومده . که تو زبون محاوره ای خودمون "پــَـــ نــه پــَـــ" خونده میشه. این کلمه یه حالت طنز پیدا کرده که توی اکثر جمله ها میشه ازش استفاده کرد. شما هم میتونید از طریق ارسال پــَـــ نــه پــَـــ جمله پــَـــ نــه پــَـــ ای تون رو برای بقیه به اشتراک بذارید!

مدیر وبلاگ : پـَـــ نــه پـَـــ
توی مغازه کامپیوتر فروشیم نشتم یارو میاد میگه ببخشید شما کامپیوتر برای فروش دارین؟ میگم: پ ن پ اینجا نمایشگاه بین المللی کامپیوتر منم مسئول این غرفه ام ، بازدید برای عموم هر روزه از ساعته 8 الی 21 ادامه داره. (ارسال شده توسط حامد)

یارو پشت ماشینش کاغذ چسبونده فروشی رفیقش میگه میخوای بفروشی ماشینو ؟میگه پـَـ نـَـ پـَـ نوشتم تهدیدش کنم بترسه ازین به بعد دیر دیر خراب شه .


رفتیم مبل بخریم فروشنده میگه میخواین راحت باشه دیگه؟ پـَـ نـَـ پـَـ خودآزاری داریم میخوایم سیم خاردارم روش باشه


خونمونو خراب کرده بودیم بسازیم همسایه اومده میگه خونتونو خراب کردین پـَـ نـَـ پـَـ مانور زلزلست میخاستیم ببینیم مقومت خونمون چقدره



ناظممون گردنبندمو ازم گرفته میگه این گردن بنده ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ این پلاکمه که اگه یهو در راه علم شهید شدم زودی منو بشناسن

امروز رفتم اتاق خانم دکتر معاونت دانشگاه درخواست آموزشی داشتم,منشیش تا منو دید گفت درخواست آموزشی داری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ درخواست ازدواج دارم!!!

رفتم آب بخورم دوستم گفت آب میخوای بخوری گفتم پ ن پ اومدم غسل بگیرم.

به مسئول خوابگاه میگم: این لباسشویی طبقه ما خراب شده بیا درستش کن. میگه می خوای لباس بشوری؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام توش حلوا بپزم این شب جمعه ای خیرات واسه امواتت بدم!


داریم شطرنج بازی میکنیم ... از راه رسیده میگه اسبت رو زدند که گذاشتیش بیرون؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم خوب بازی نمیکنه این بازی رو گذاشتمش رو نیمکت، تو هم سریع لباس عوض كن و خودتو گرم کن میخوام جاش بفرستَمِت تو زمین


طوطیمو از قفس اوردم بیرون پرید رفت بالای کمد نشست رفتم رو تخت بگیرمش مامانم گفت چیکار میکنی میخوای بگیریش گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام پرواز یادش بدم!!!


ماشینم پنچر شده به داداشم میگم جک میاری؟ میگه میخای پنچر گیری کنی؟میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخام بدم لوبیای سحر امیز بکاره


یه دارو بدمزه داده بهم ، بعد از خوردنش اوق زدم ، میگه بد مزه بود؟ پـَـ نـَـ پـَـ این قدر خوشمزه بود که رفرش زدم دوباره طعمشو حس کنم !!!

رفته بودم شمال واسه دوستم کلوچه سوغاتی آوردم،بعد لب و دهنشو کج کرد گفت این چیه آووردی ...."گفتم؛ پـَـ نـَـ پـَـ می خوای ویلای شمالمونو بنامت بزنم

توی بانک از یه نفر پرسیدم خودکار داری ؟؟ گفت میخوای فیش بنویسی ؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوان بزارم لای انگشت رئیس بانک فشار بدم که یهو حوس اختلاس 3 هزار میلیاردی نکنه !

بچه فامیلمون تو بغلم داره خوابش میبره به مامانش میگم یه بالشت بده بخوابونمش...میگه آخی بچمو؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ بالشتو هی داره گریه میکنه بهونه میگیره صداش داره میاد

دیدید که هفته اول مترو برای دانشجویان مجانیه. به اون آقاهه کارتمو نشون دادم میگه کارت دانشجوییته؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ علامت مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان احترام بگذارید


رفتیم مسافرت، تو خیابونای شهر گم شدیم. بلاخره با هزار بدبختی یه کتابفروشی پیدا کردم. رفتم به فروشندهه می گم نقشه دارید؟؟؟ می پرسه نقشه ی جغرافیایی؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ یه نقشه ی شیطانی برای اختلاس تو بانک میخاستم...

رفتم نونوایی میگم یه مقدار ارد میخوام. میگه از همین آردا که ما باهاش نون میپزیم؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ از اون آردا که حسین رضا زاده میزنه به دستش وزنه بلند میکنه.





نوع مطلب :
برچسب ها :





 
 
بالای صفحه