تبلیغات
پـَـــس نــه پـَـــس - پـــ نه پـــ ( سری 4 )
 
پـَـــس نــه پـَـــس
پــَـــ نــه پــَـــ
درباره وبلاگ


پــَـــ نــه پــَـــ چیه؟ پــَـــ نــه پــَـــ همون "پس نه" ی خودمونه که با یه لهجه باحال به" پس نه پس" در اومده . که تو زبون محاوره ای خودمون "پــَـــ نــه پــَـــ" خونده میشه. این کلمه یه حالت طنز پیدا کرده که توی اکثر جمله ها میشه ازش استفاده کرد. شما هم میتونید از طریق ارسال پــَـــ نــه پــَـــ جمله پــَـــ نــه پــَـــ ای تون رو برای بقیه به اشتراک بذارید!

مدیر وبلاگ : پـَـــ نــه پـَـــ
نشستیم داریم "سقوط آزاد" میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن ... شهرک سینمایی رو آب کردن


آدم مچ حوا رو توی بهشت در حال خوردن یه سیب میگیره. آدم: دوباره که داری سیب گاز می زنی ... می خوای بدبختمون کنی؟ حوا: پـَـ نـَـ پـَـ می خوام بچسبونم پشت موبایلم همه فکر کنن آیفون برام خریدی.


گزارشگر فوتبال میگه محمد قاضی یه بازیکن دو پاست. پـَـ نـَـ پـَـ ما فکر کردیم چهار پاست، تازه شاخ هم میزنه!


دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند. پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتندوسرش شانه زدند!!!


دیشب شب اول قبرم بود. نشسته بودم بالای سر جنازم. دیدم 2 نفر یهو اومدن تو قبر. با ترس گفتم شما نکیر و منکرین ؟؟؟ گفتن پـَـ نـَـ پـَـ کامران هومنیم اومدیم بگیم تو خودت نمره ی بیستی !!!

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟  پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!!!


رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ100محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!!!!


دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشکله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟ پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه


بابام دستشوییه ... دارم درو محکم میکوبم ... اومده بیرون میگه چیه ؟ شاش داری ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ شما مقابل دوربین نقطه جوش پی ام اسی هستید ...متاسفانه جایزه مارو از دست دادید


با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟ میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.

رفتم بانک میگم فیش دریافت لطفا میگه از حساب خودتون گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام اختلاس کنم!


رفتم دانشگاه ثبت نام 1 ساعت وایسادم  یارو اومده میگه شما میخوای ثبت نام کنی؟ میگم : پـَـ نـَـ پـَـ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..


اومده تو اتاق  قاب عکس رو دیوار و دیده میگه : وای داداشته؟؟؟ میگم: آره. میگه : عکسشه؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش، چسبیده به دیوار!!!


رفتیم سره کلاس دانشگاه.فقط پسرها بودیم.استاده پرسید: تفکیک جنسیتی تون کردن ؟! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ خانوما رفتن گل بچینن! تا سه بار اسمشونو نخوونی حاضر نمیشن !


جلسه اول کلاس زبان بود,استاد هر چی پرسید,جواب دادم, استاد گفت: You're a good student. گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اسکولم دارم ادای باهوشا رو در میارم!!!


هندونه خریدم اومدم خونه میگه هندونه خریدی؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ یكی از بمبهای زمانه جنگه عمل نكرده اوردم ببینم چه مرگشه


گوشیم ال سی دیش سوخته بردم درست کنم. یارو میگه ضربه فیزیکی خورده؟ پـَـ نـَـ پـَـ ضربه روحی خورده چند وقت بهش محل نمیزارم


پای تلفن دارم میگم ماشین فول امکاناته ۲ هزارتام بیشتر کار نکرده و تعریف میکنم ازش رفیقم اومده میگه مگه داری ماشین میفروشی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ دارم فخر میفروشم !!


مادربزرگم که خونشون شیرازه فوت کرده زنگ زدم به دختر خالم که خونشون اهوازه می گم می ری شیراز؟ می پرسه برای مراسم مامان بزرگ؟ می گم پـَـ نـَـ پـَـ برای نامزدیش، قراره رقص چاقوشو تو بکنی!


رفتم دم نانوایی ماشینی دیدم نونا تو تنور گردون دارن میپزن... شاطره میگه نون میخای ؟؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ واستادم یکی پیاده شه من سوار شم .... !



سوار تاکسی شدیم راننده میگه : همتون آرژانتین (خیابان آرژانتین) میرید ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ سر راه من و فرانکفورت پیاده کن


مریض شدم رفتم دكتر معاینه كرده میگه سرم بزنم زودتر خوب بشه حالت؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ فقط اومدم اینجا از زبون تو بشنوم مریضم مطئمن بشم...هیچ دارویی نده میخوام به روش سرخپوستا خودمو درمان كنم.


تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل


سی کیلو بار دستمه میگم کمرم شکست بیا بگیر ... میگه بار رو؟! پـَـ نـَـ پـَـ ننه بزرگ منو غم بی کَسیش کمرمو شکسته




نوع مطلب :
برچسب ها :





 
 
بالای صفحه