تبلیغات
پـَـــس نــه پـَـــس - پـــ نه پـــ ( سری 23 )
 
پـَـــس نــه پـَـــس
پــَـــ نــه پــَـــ
درباره وبلاگ


پــَـــ نــه پــَـــ چیه؟ پــَـــ نــه پــَـــ همون "پس نه" ی خودمونه که با یه لهجه باحال به" پس نه پس" در اومده . که تو زبون محاوره ای خودمون "پــَـــ نــه پــَـــ" خونده میشه. این کلمه یه حالت طنز پیدا کرده که توی اکثر جمله ها میشه ازش استفاده کرد. شما هم میتونید از طریق ارسال پــَـــ نــه پــَـــ جمله پــَـــ نــه پــَـــ ای تون رو برای بقیه به اشتراک بذارید!

مدیر وبلاگ : پـَـــ نــه پـَـــ
یرون سیب زمینی و تخم مرغ پخته(پیتزا سنتی!!) خریدم میخورم به فروشندهه میگم خیار شور بده میگه میخوای بخوری!!!؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ هنوز تصمیم نگرفتم باید در موردش فکر کنم شوخی که نیس پای یه عمر زندگی در میونه!!!!!!(چه ربطی داشت؟!)

نو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم پـَـــ نــه پـَـــ منو تو آغـــــوشت بگیر میخوام برات بخوونم روی زمین چقدر بد ِ ، میخوام پیشت بمونم

یهروز یه پشه نشسته بود رو دستم زدمش دوستم پرسید "چرا خودتو میزنی پشه بود؟" گفتم " پـَـــ نــه پـَـــ احساس کردم به تنبیه نیاز دارم"

رفته بودم مرغ فروشی مرغ بگیرم بچه به مادرش گفت:مامان این مرغ زن همون خروسه؟مادر گفت پ ن پ زن آقا پلنگس

از دوستم میپرسم چنتا بچه این؟میگه یه داداش دارم و یه خواهر. میگم داداشت بزرگتره. میگه از من؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ از مامانت!!!!!

دوستم داره تو مدرسه با بی افش با گوشیش حرف میزنه، پسره بهش میگه گوشیتو بردی مدرسه؟ دوستمم بهش میگه:+ پـَـــ نــه پـَـــ + مدرسه رو اوردم تو گوشیم!

دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!

دیدم صدای ناله داداشم از تو دستشویی میاد!در زدم گفتم چی شده؟خوبی؟باز کردم دیدم پخش زمین شده!میگم خوردی زمین؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ یکی منو ریده ول کرده رفته خواستم بیای سیفونو بکشی....!!!!

داره نمرات امتحانمونو میخونه منم منتظرم تا بهم برسه میگه ساده19 برگشتم نگاش کردم گفت چیه بازم تواعتراض داری پـَـــ نــه پـَـــ بیشتر بگو مشتریت شیم

رفتم داروخانه میگم شربت سینه می خوام میگه برای گلوت میخوای !!!!؟؟؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ سینه هام کوچیکه میخوام بخورم بزرگ بشه!!!

رفتیم تو اتوبان.ترافیک زیادی بود.دوستم میگه مجید ,ترافیکه؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده,ماشینا چسبیدن به ما

اومده دم کلاس میگه مریم کیه؟گفت من میگه یه چیزیت تو دفتر کم داری برو درستش کن گفت یه چیزی منظورت عکس وکپیه؟؟؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ منظورش عقلته میگه کم داری

سرهنگ میگه مرتضی زن گرفته میگم پـَـــ نــه پـَـــ داش میدوئید مارو بگیره یهو زنش رو گرفت

گفت وجدانا گفتم مگه توهم وجدان داری گفت: پـَـــ نــه پـَـــ وجدان که نیست لامصب اتوبان سه بانده است...

اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! میگم یعنی مثل یوسف انداختیش تو چاه پـَـــ نــه پـَـــ رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه‌ام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!!!!

بی اعتمادم کن به همه پستایی که با من باش/ کنار من تنها-کنار من تنها..../از اولین پستت فهمیده بودم زود منفیای قبل از تو سو تفاهم بود/اونقدر( پـَـــ نــه پـَـــ )میدم همه باهات بد شن با حسرت بهت همه منفی بدن

بازم سر کلاس پاتخته با یه تیپ شلخته هزار دفعه نوشتم بی سوژه پـَـــ نــه پـَـــ موندن سخته

میگم مادر بزرگ پیرم وضش خرابه فک کنم نفسای آخرشه میگه چرا؟ به خاطر کهولت سن اینجوری شده!؟ پـَـــ نــه پـَـــ تازه 18 سالشه به خاطر خیانت دوس پسرش اینجوری شده!!

رفتیم ختم همسایمون.مامانم سفارش میکنه نخندیا.با متانت بگو خدا رحمتشون کنه پـَـــ نــه پـَـــ ریسه میرم از خنده. آخرشم میگم خدا لعنتشون کنه

دارم خورده آهن هارو با آهنربا از روی زمین جمع میکنم.رفیقم دیده میگه اهنرباست؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ خورده آهنا فکر کردن این مامانشونه دارن میرن زیر بالُ و پَر مادرشون ستون بشن

داره بند کفشاشو میبنده میگه داری کفشاتو گره میزنی  پـَـــ نــه پـَـــ داره سبزه گره میزنه پـَـــ نــه پـَـــ

بادوستم رفتیم استخر یارو برگشته به من میگه توئم اومدی شنا کنی!؟ پـَـــ نــه پـَـــ دوستم اومده شنا کنه منم اومدم فقط شیرجه هاشو بزم!!

شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد... گورکن گمنامی ست که دل به دفن دانایی بسته است... . . . "کوروش_بزرگ مرد ایرانی آریایی" پـَـــ نــه پـَـــ

به میكانیك میگم شمعو عوض كن میگه شمع ماشینومیگی؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ شمعی كه تو امامزاده روشن كردیو میگم

داره شنیسل مرغ میخوره،میگه مریم جدی جدی لاش مرغه،گفتم پ ن پ لاش گوشت گاوه

دارم باهاش جروبحث میکنم یهو گفتم ای تو اون روحت... گفت به من گفتی؟ پـَـــ نــه پـَـــ به یزید گفتم تو که هنوز نمردی تو روحت ........ بشه خودتو ناراحت نکن!!

میدانید طریقه کسب در آمد فیسبوک چیه؟برید تو قسمتaccount-بعدش برید توaccount setting-بعد برید پایین این گزینه رو انتخاب کنیدeactivate.اکانت خود را غیرفعال کنید و برید سر کسب در آمدتون پـَـــ نــه پـَـــ

زنه رفته دکتر زنان ، دکتر ازش میپرسه بچتون لگد هم می زنه ؟ زنه جواب میده پـَـــ نــه پـَـــ فحش خواهر مادر میده

رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کنید سر عقل بیاد بره سر کار !

دستمو بریدم دستمال برداشتم ببندمش مامانم میگه دستمال واسه زخم دستت میخای؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخام به یاد آغاسی با دستمال بندری برقصم

بهش میگم دیشب تصادف كردم. میگه چیزیت نشد؟ پـَـــ نــه پـَـــ رفتم تو كما الان اومدم بگم تو رفاقت خیلی پیچوندمت حلالم كن

قضیه سهرابو شنیدید ؟ گفته اهل کاشانم . گفتن واقعاااااا؟ گفته پـَـــ نــه پـَـــ اینو گفتم کاشونیا خوشحال بشن که همشهریشونم




نوع مطلب :
برچسب ها :





 
 
بالای صفحه